شهید علی اصغر نظری- كميشان - نكا
نام خانوادگی: نظري كميشاني
نام پدر: قاسم علي
تاریخ تولد: 1343/01/03
تاریخ شهادت: 1364/11/21
محل شهادت: خوزستان - خرمشهر
نام عملیات: والفجر8
استان: مازندران
شهرستان: نكا
بخش/شهر: مركزي
دهستان: مهروان
آبادی: كميشان
نام گلزار: حسينيه كمشيان
تحصيلات: چهارم متوسطه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرازي از وصيت نامه شهيد :
سپا س خدايي را كه دوباره فرصتي عطا فرمود تا بتوانم دوباره به سوي جبهه ها رو كرده و دين خود را نسبت به اين آب وخاك و ملت و رهبرم ادا كنم . اگر مرا چندين بار زنده كنند و بكشند دست ازاسلام ورهبرم برنمي دارم و تسليم بيگانگان نخواهم شد .
خلاصه اي از زندگي نامه شهيد :
در سال 1343 در روستاي كميشان از توابع نكا بدنيا آمد . تحصيلات ابتدايي را در دبستان زادگاهش و راهنمايي را در مدرسه فردوسي نكا گذراند و سپس براي ادامه تحصيل به دبيرستان امام خميني (ره) نكا رفت . در تاريخ 18/03/61وارد جبهه هاي حق عليه باطل شد و در عمليات پيروزمندانه رمضان چه حماسه هايي كه نيآفريد . بار ديگر در همان سال در تاريخ18/8/61 به مناطق عملياتي موسيان ودهلران رهسپار شد وبه عنوان آر پي جي زن در عمليات مهم محرم نيز شركت كرد . در پشت جبهه نبرد با تشكيل گروهي با عنوان « انصار المجاهدين » وظيفه مساعدت وكمك رساني به خانواده رزمندگان را به عهده گرفت ودر كنارش به جمع آوري اعانات مردمي براي رزمندگان همت مي گماشت . علي اصغر در سال 1364 به منطقه عملياتي شلمچه رفت .وي در عمليات ايذايي در منطقه شلمچه حضور داشت . رزمندگان از نظر آذوقه وآب آشاميدني در مضيقه قرار گرفتند . علي اصغر دو ظرف بيست ليتري بر مي دارد وبه آن طرف خاكريز مي رود و سعي مي كند آب را به اين طرف خاكريز برساند در اين حين مورد اصابت خمپاره هاي دشمن قرارمي گيرد و نهايتاً در تاريخ 21 /11/ 64 در بيمارستان گلستان اهواز به شهادت مي رسد .
گزيده اي از خاطرات شهيد :
همسر شهيد : يكي از همرزمان شهيد مي گفت : در شب عمليات ايشان انگشتر و ساعتي كه متعلق به مراسم عقد كنان بود را در آورد و به من داد كه به خانواده اش برسانم من قبول نكردم و به او گفتم : شايد من زود تر از تو شهيد بشوم آن وقت مسئوليتي به گردنم مي افتد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آلاله خجل ز روی گلفام تو شد گلگونه شفق ز برکت نام تو شد
رفتی به ره حسین و در آخر کار گل زخم گلوله زیب اندام تو شد