نام: ذوالفقار
نام خانوادگی: ولي زاد
نام پدر: رضا
تاریخ تولد: 1347/06/06
تاریخ شهادت: 1366/01/18
محل شهادت: خوزستان - خرمشهر
نام عملیات: كربلای8

استان: مازندران
شهرستان: نكا
بخش/شهر: هزارجريب
دهستان: زارم رود
آبادی: پوروا

نام گلزار: پوروا


حدود یکماه از شهادت شهید نادری نگذشته بود که سومین اهدایی روستا در راه اسلام و میهن تقدیم شد.«شهید ذوالفقار ولیزاده» در تاریخ 18 فروردین 1366 در عملیات کربلای 8 در منطقه لاله‌خیز شلمچه به جمع یاران خود پیوست. یکبار دیگر سیمای پوروا غمگین، اما روحیه‌ی جوانان برای دفاع از اسلام مقاوم‌تر بنظر می‌رسید.آنها رفتند تا ارزشها باقی بماند و هیچگاه گذشتِ زمان، تازگی خونشان را از بین نمی‌برد.


برگی از خاطره

شهید ولیزاده 5 روز بعد از تحویل سال 1366 شمسی در مرخصی بسر می‌برد و آن شب آخر که به جبهه باید برمی‌گشت خواب می‌بیند که شهید شده است، و به خانواده خود میگوید : «ناراحت نباشید، من جای خود را دیده‌ام و جای من مشخص شده است.» او خواب دیده بود که کسی آمده و به او می‌گوید «بیا برویم!»اما هر چه دوستانش اصرار کردند از ذکر جزئیات خواب خودداری کرد. همسنگران شهید می‌گویند او آنقدر نترس بود که در وجودش هیچ ترس و دلهره‌ای احساس نميشد. در روزهای آخر حیات دنیاییِ خود، دوستان و همسنگران را جمع نمود و با آنها عکس یادگاری گرفت.

خصایل اخلاقی

شهید ولیزاده در کمک به خانواده و پدر و مادر تلاش زیادی داشتند و در رفع مشکلات خانواده بلکه از همه مهمتر به کارهای اجتماعی توجه بسیار داشت. در راهپیمائی‌ها شرکت میکرد و بعلت عشق و علاقه به جبهه بعضویت بسیج درآمد.پدر گرامی شهید می‌گویند: وقتی که ایشان به سربازی رفتند، فهمیدم که تنها شده‌ام، چون که کارهای خانه‌ام را فرزندم ذوالفقار انجام میداد.او بسیار خوش اخلاق بود و همیشه تبسم در لبان او نقش بسته بود، اما هیچوقت شوخی‌های بیهوده انجام نمیداد. با اینکه شوخ‌طبع بود اما در برخورد با دوستان و آشنایان و خانواده بسیار آرام و عاطفی بود و هیچوقت در پی نارضایتی دیگران نبود و سعی میکرد کسی از برادران دینی را ناراحت نکند.


بــــــــسم رب الشـــــــهدا و الصـــــــدیقین

اين پست از شهيد بزرگوار نياز به متن وصيتنامه يا زندگينامه دارد لطفا كمك كنيد