شهید سید رضا بروگردی-روستای نوچمن-شهرستان گرگان-استان گلستان
نام : سید رضا
نام خانوادگی : بروگردی
نام پدر : سید سلیمان
محل تولد : روستای نوچمن
تاریخ تولد : 1339
شهادت در عملیات : فرمانده کل قوا
محل شهادت : دارخوین
تاریخ شهادت : 1360/03/21
زندگی نامه شهید سید رضا بروگردی
شهید در سال 1339 در روستای نوچمن و در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. او آنقدر قرآن را زیبا تلاوت می کرد که آوای دلنشینش روح و جان آدمی را نوازش می داد و قلب ها را منور می ساخت.
پس از گذراندن دوره ابتدایی، به شهر آمد و در مدرسه صالحیه گرگان به فراگیری علوم دینی مشغول شد. پس از دو سال تحصیل به دلیل آشنایی با روحانیت مبارز، عملا قدم در راه جهاد گذاشت و علیه بیداد زمانه رژیم خائن پهلوی به مبارزه پرداخت.
پس از گذشت چند سال، جهت تکمیل تحصیلات خود به حوزه علمیه مشهد هجرت نمود و در آنجا در حجره ای کوچک همراه یکی از برادران روحانی مبارز سکنی گزید.
گفته می شود که یک روز که روحانی هم حجره اش، تحت تعقیب رژیم وعوامل ساواک قرار گرفته بود، شهید بروگردی برای گمراه نمودن ماموران، خود را به جای او معرفی می کند و دستگیر می شود. البته این عمل شجاعانه او برای نجات هم سنگرش، مورد تقدیر روحانیون قرار گرفت. از آن روز به بعد، با کوله باری از تعهد و عشق و ایمان به نقاط مختلف از جمله گرگان، قم، مشهد، شیراز و همدان سفر کرد تا مبارزاتش را علیه رژیم شاه گسترش دهد و به دلیل همین فعالیت های گسترده مورد شناسایی ساواک قرار گرفت و سپس دستگیر و به اطراف قم تبعید شد.
در تبعید نیز دست از مبارزاتش بر نمی دارد و به به افشاگری دستگاه حکومتی می پردازد تا مردم را نسبت به ظلم و ستم آنان آگاه نماید.
سرانجام تلاشهای مردم به رهبری امام خمینی (ره) ثمر داد و نظام فاسد شاهنشاهی سرنگون شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سر از پا نمی شناخت و روز به روز فعالیت اش را افزون می کرد. به همین دلیل جهت خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و به عنوان روحانی پاسدار به دفاع از ارزش های انقلاب پرداخت. اولین ماموریت او، پاسداری از بیت امام در شهر قم و تهران بود. پس از آن بنا به دستور روحانیون قم، در دایره ی عقیدتی سیاسی و در زمینه تدریس، مسئول یاری رساندن به برادران سپاه شد. به همین منظور سلسله دروسی را تنظیم کرد و کار خود را در شهرهای زنجان، اراک، نکا و گرگان آغاز نمود و بدین ترتیب جهت ارتقای آگاهی های سیاسی و مذهبی برادرانش، از هیچ کوششی دریغ نکرد. او نمونه بارز اخلاق اسلامی و نیز عاشق امام و انقلاب بود و همواره عشق خود را در سخنرانی هایش ابراز می کرد و می گفت قبل از هرچیز به امام و انقلاب فکر کنید تا دچار لغزش نشوید.
با شروع جنگ تحمیلی، دیگر خدمت در پشت جبهه او را قانع نمی کرد و لذا عزم خود را جزم نمود تا در جواب فریاد خون شهدا علیه استکبار جهانی بپا خیزد. پس به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و سر انجام در نبرد " دار خوین " پس از 38 روز مبارزه علیه رژیم بعثی عراق در عملیات فرمانده کل قوا، امام خمینی (ره) مورخ 21/3/60 به دیدار حق شتافت و از بند اسارت این دنیا آزاد گردید. پیکر مطهرش پس از سه روز پیدا شد و به تهران، سپس به گرگان منتقل شد و بعد از مراسم تشییع در گلزار شهدای انقلاب اسلامی در کنار دیگر شهدای به خون خفته به خاک سپرده شد تا سندی باشد برای رسوایی ظالمان وستمگران تاریخ.
فرازهایی از وصیت نامه شهید سید رضا بروگردی
به نام خدای یاری کننده مستضعفان و کوبنده مستکبران، درود به رهبر کبیر انقلابمان امام خمینی، درود بر روحانیت مبارز و فعالی که همیشه به اسلام فکر می کنند و سعی در مسائل عالیه اسلام دارند.خداوند، آن کسانی که در راه او کار وکوشش و جهاد می کنند، توفیق عنایت گرداند.آنچه مورد نظر من می باشد، اعتلای کلمه اسلام و تکامل انقلاب اسلامی و کمک به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی می باشد. از برادران و خواهرانم تقاضا دارم تا جان در بدن دارند، برای رضای خدا و برای اسلام عزیز کار و جهاد کنند و در راه خدا هیچگاه مایوس نشوند و ضعف به خود نشان ندهند. گروه های ضد اسلام و ضد امام را مجال و فرصت ندهند. اگر قابل هدایت هستند، هدایت کنند و اگر نیستند با قاطعیت با آنها رفتار کنند وهمیشه پشتیبان ولایت فقیه باشند.
اگر شهید شدم انشاءاله در زندگی آنچه که دارم در اختیار انقلاب اسلامی قرار بگیرد، تا شاید کمکی شود برای پیشبرد انقلاب اسلامی به هر نحو که باشد. روحانیت مسئولیتش بس سنگین است که باید به آن آگاه شود و بدان عمل نماید و من نیز که یک طلبه حقیر و نا چیز هستم به مسئولیت خود واقفم و در این راه با رضایت کامل خود، شرکت نمودم. امیدوارم که خداوند منان در راه خودش این جهاد مرا بپذیرد. برای رشد انقلاب اسلامی کار و جهاد کنید.